یه اوتاکو دیگر
سیلام

یه چند روز پیش بچه های کل کلاس یه گروه زدن بعد منم اسمم اوتاکو بود (مخلصم)/:

فرداش اومدم دیدم یکی از بچه ها چشاش پف کرده بود/:

رفتم گفتم چته؟؟؟؟؟؟؟؟

یه دفعه با بیل افتاد دنبالم

هی من عربده میزدم هی اون#---#

بعد گفتم چی شده گفت دارم انیمه دیجیمون ها رو میبینم(پوکر فیس)

تازه یادم نرفته بگم که ایشون یک بچه درس خون بودن... که با استفاده از همکاری من و زهرا اوتاکو شدن

من و زهرا همچنان داریم اوتاکو ها رو میافزاییم...

بدرود............

[ جمعه 4 اسفند 1396 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ دختر بهشتی(سارا) ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب